|
خوشنویسی - تذهیب (Calligraphy & Illumination)
|
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی / زبامیکه برخاست مشکل نشیند
طبیب اصفهانی
ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم ای بیخبر ز لذت شرب مدام ما
ساقی به نور باده بر افروز جام ما مطرب بگو که جهان شد بکام ما
حافظ ز دیده دانه اشکی همی فشان باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما
حافظ
جهت مشاهده تابلو در اندازه درشت تر روی ادامه مطلب کیلیک کنید.
عهد بستم با عزیز دل که پیمان مشکنم
می خورم از دست ساقی کوزه می نشکنم
من سراسیمه ره میخانه دارم پیش رو
خلوتی با عارفان در جمع آنها گفتگو .
شعر : علیرضا غنی زاده